سلام به آفتاب!
سلام به پنجره های روبه آفتاب!
سلام به مهربان هایی که دلشان رو به پنجره باز می شود!
...و سلام به همه دوستانی که مدتی است که اثاث کشی من رو تحمل کردند و به این مکان اومدند.
نکته اول:
ظاهرا هنوز خیلی از دوستان لینک خودشون رو تغییر ندادند و کماکان لینک سابق روی توی ویترین مجازی خودشون نگه داشتند.
از همه دوستانی که زحمت کشیدند و اسم حقیر روی توی پیوندهای خودشون قرار دادند می خوام که لینک جدید رو جایگزین کنند.
نکته دوم:
راستش رو بخواهید تا چند روز دیگه اولین کتاب این حقیر از زیر حرارت چاپ بیرون میاد و روانه بازار میشه.زحمت چاپ این کتاب رو انتشارات «فصل پنجم» کشیده و طراح جلد کتاب هم یکی از دوستان خیلی خوبم آقای میثم راعی بوده که همین جا خوبه که از زحمت های بی دریغش تشکر کنم.

عکس بالا مال نمایشگاه کتاب سال ۸۸ و غرفه انتشارات فصل پنجمه.از چپ به راست.من-علیرضا بدیع و استاد پرویز بیگی

این هم یه عکس دیگه
از همه این ها بالا تر جا داره از استاد خوب و گرانقدرم استاد «پرویز بیگی» که زحمت بسیاری رو برای به ثمر رسیدن این اثر کشیدند و بنده رو تحمل کردند قدردانی ویژه بکنم.از استادی ایشون همین بس که پابه پای شاعرهاست و هم درد قصة بی پایان بچه ها.
امیدوارم که این کتاب مورد قبول هم دوستان باشه و بتونه صفحه ای رو توی شعر فارسی برای خودش باز کنه.
و اما این چهار رباعی هم قسمت هایی از این کتاب هست که تقدیم می کنم به شما گرامی ها:
*****************************************************
با دل، هر چند دشمنی، می رقصی
با نغمۀ آواز زنی می رقصی
اي قاصدك همیشه سرخوش!،تا کِی
همپاي نسیم،می زنی می رقصی؟
*****
من خسته شدم،خستۀ تکریم از عشق
یک نیم از عاشقان و یک نیم از عشق
دیگر دم از این دامِ سه حرفی نزنید
ما خاطرة خوشی نداریم از عشق
*****
کودك شده ام،بیا مرا دعوا کن
پنهان شدم اینجا،تو مرا پیدا کن
من خسته شدم از این همه دوز و کلک
هر قدر که می شود مرا رسوا کن
*****
او میل نداشت عشق پاگیر شود
در سفرة ساده مان نمک گیر شود
آبی که بخیل شد همان بهتر که
از سوزش آفتاب تبخیر شود
دلم می خواد که همه دوستانی که لااقل یک بار هم مهمان این صفحه می شن نظر خودشون را ابراز کنند.
از دوستان خودم هم عذر می خوام که مدتی سرگرم خودم بودم و هیچ گونه فعالیتی نداشتم و نظری هم برای اونها نگذاشتم.امیدوارم به لطافت دلشون من رو ببخشند.
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط: مظاهر کثیری نژاد
| 

